هفته دوم دی 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
هفته دوم اسفند 1384
هفته اوّل اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته سوم بهمن 1384
هفته دوم بهمن 1384
هفته اوّل بهمن 1384
هفته چهارم دی 1384
هفته سوم دی 1384
هفته دوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته سوم آبان 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته اوّل آبان 1384
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
بازم سلام
گفتم تا دیر نشده بیام و زود برم
اینم یه دست نوشته دیگه
در روزگاران پیشین وقتی اولین لرزش صدا بر لبانم جاری شد
بر فراز کوهی مقدس رفته و با خدا اینگونه سخن گفتم :
- پروردگارا من بنده تو ام . قدرت و اراده پنهان تو قانون من است
و من همیشه فرمانبردار تو خواهم بود .
اما خدا هیچ جوابی نداد و چون توفانی عظیم گذشت .
پس از هزار سال بر بلندای کوه مقدس قدم گذاردم
و دوباره خدای را اینگونه سخن گفتم :
- افریدگارا من افریده تو ام .مرا از گل سرشتی و تمام هستی ام از توست .
و خدا هیچ پاسخی نگفت اما چون هزار بالی شتابان گذشت .
بعد از هزار سال بلندای کوه مقدس را صعود کردم و باز خدای را اینگونه ندا دادم :
- پدر من پسر توام . با شفقت و عشق مرا زندگی بخشیدی .
من نیز با عشق و پرستش وارث پادشاهی تو خواهم بود .
و خدا هیچ مگفت و چون مهی که تپه های دور دست را می پوشاند دور شد .
پس از هزار سال ان کوه مقدس را بالا رفته دوباره خدای را اینگونه گفتم :
خدای من ارزوی من و انجام من من دیروز تو ام و تو امروز منی .
من ریشه تو در زمین و تو گل من در اسمانی .
و ما در نگاه گرم خورشید رشد خواهیم کرد .
پس ان گاه خدا به سوی من خم شد
و به ارامی عباراتی شیرین و دلنشین در گوشم نجوا کرد
و همانگونه که دریائی جویباری ضعیف را بر خویش می کشد
مرا در خود پذیرفت .
و هنگامی که دره ها و دشت ها را فرود می امدم خدا نیز انجا بود
جبران خلیل جبران
با تشکر از صبر و حوصله شما
سال جدید کردار جدید پندار جدید گفتار جدید
تا های بعدی بای
[+] نوشته شده توسط ميثم حاتم خاني در 21:4 | |